وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭا ﴿١﴾
سوگند به آن فرشتگان كه براى نيايش صف بستهاند،
سوره 37 قرآن
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفًّۭا ﴿١﴾
سوگند به آن فرشتگان كه براى نيايش صف بستهاند،
فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجْرًۭا ﴿٢﴾
سوگند به آن فرشتگان كه ابرها را مىرانند،
فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكْرًا ﴿٣﴾
سوگند به آن فرشتگان كه ذكر خدا را مىخوانند،
إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَٰحِدٌۭ ﴿٤﴾
كه خداى شما خدايى يكتاست.
رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ ٱلْمَشَٰرِقِ ﴿٥﴾
پروردگار آسمانها و زمين است و هر چه در ميان آنهاست. و پروردگار مشرقهاست.
إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ٱلْكَوَاكِبِ ﴿٦﴾
ما آسمان فرودين را به زينت ستارگان بياراستيم.
وَحِفْظًۭا مِّن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ مَّارِدٍۢ ﴿٧﴾
و از هر شيطان نافرمان نگه داشتيم.
لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍۢ ﴿٨﴾
تا سخن ساكنان عالم بالا را نشنوند و از هر سوى رانده شوند.
دُحُورًۭا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ وَاصِبٌ ﴿٩﴾
تا دور گردند و براى آنهاست عذابى دايم.
إِلَّا مَنْ خَطِفَ ٱلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ ثَاقِبٌۭ ﴿١٠﴾
مگر آن شيطان كه ناگهان چيزى بربايد و ناگهان شهابى ثاقب دنبالش كند.
فَٱسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَآ ۚ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّن طِينٍۢ لَّازِبٍۭ ﴿١١﴾
پس، از كافران بپرس كه آيا آفرينش آنها دشوارتر است يا آنچه ما آفريدهايم. ما آنها را از گِلى چسبنده آفريدهايم.
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿١٢﴾
تو در شگفت شدى و آنها مسخره مىكنند.
وَإِذَا ذُكِّرُوا۟ لَا يَذْكُرُونَ ﴿١٣﴾
و چون به آنها پند داده شود، پند نمىپذيرند.
وَإِذَا رَأَوْا۟ ءَايَةًۭ يَسْتَسْخِرُونَ ﴿١٤﴾
و چون آيهاى ببينند، از يكديگر مىخواهند تا به ريشخندش گيرند.
وَقَالُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾
و مىگويند: اين چيزى جز جادويى آشكار نيست،
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿١٦﴾
آيا وقتى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم ما را زنده مىكنند؟
أَوَءَابَآؤُنَا ٱلْأَوَّلُونَ ﴿١٧﴾
يا نياكان ما را؟
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَٰخِرُونَ ﴿١٨﴾
بگو: بلى، و شما خوار و بيچاره مىشويد.
فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ ﴿١٩﴾
و آنان خود خواهند ديد كه به يك فرمان همه را زنده مىكنند.
وَقَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ ٱلدِّينِ ﴿٢٠﴾
مىگويند: واى بر ما، اين همان روز جزاست.
هَٰذَا يَوْمُ ٱلْفَصْلِ ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ ﴿٢١﴾
اين همان روز داورى است كه دروغش مىپنداشتيد.
۞ ٱحْشُرُوا۟ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ وَأَزْوَٰجَهُمْ وَمَا كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ ﴿٢٢﴾
آنان را كه ستم مىكردند و همپايگانشان و آنهايى را كه به جاى خداى يكتا مىپرستيدند گرد آوريد.
مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلْجَحِيمِ ﴿٢٣﴾
همه را به راه جهنم راه بنماييد.
وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُم مَّسْـُٔولُونَ ﴿٢٤﴾
و نگه داريدشان، بايد بازخواست شوند.
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿٢٥﴾
چرا يكديگر را يارى نمىكنيد؟
بَلْ هُمُ ٱلْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿٢٦﴾
نه، امروز همه تسليمشوندگانند.
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿٢٧﴾
و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند.
قَالُوٓا۟ إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ ٱلْيَمِينِ ﴿٢٨﴾
گويند: شما بوديد كه از در نيكخواهى بر ما درمىآمديد.
قَالُوا۟ بَل لَّمْ تَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ ﴿٢٩﴾
گويند: نه، شما ايمان نياورده بوديد.
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَٰنٍۭ ۖ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَٰغِينَ ﴿٣٠﴾
ما را بر شما هيچ تسلطى نبود. شما خود مردمانى نافرمان بوديد.
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ ۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ ﴿٣١﴾
گفته پروردگارمان بر ما ثابت شد. اكنون بايد بچشيم.
فَأَغْوَيْنَٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ ﴿٣٢﴾
ما شما را گمراه كرديم و خود نيز گمراه بوديم.
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍۢ فِى ٱلْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿٣٣﴾
در آن روز، همه در عذاب شريكند.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٣٤﴾
ما با مجرمان چنين مىكنيم.
إِنَّهُمْ كَانُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿٣٥﴾
چون به آنان گفته مىشد كه جز خداى يكتا خدايى نيست تكبر مىكردند،
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍۢ مَّجْنُونٍۭ ﴿٣٦﴾
و مىگفتند: آيا به خاطر شاعر ديوانهاى خدايانمان را ترك گوييم؟
بَلْ جَآءَ بِٱلْحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٣٧﴾
نه، آن پيامبر حق را آورد و پيامبران پيشين را تصديق كرد.
إِنَّكُمْ لَذَآئِقُوا۟ ٱلْعَذَابِ ٱلْأَلِيمِ ﴿٣٨﴾
شما عذاب دردآور را خواهيد چشيد.
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٣٩﴾
جز در برابر اعمالتان كيفر نخواهيد ديد.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾
مگر بندگان مخلص خدا،
أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ رِزْقٌۭ مَّعْلُومٌۭ ﴿٤١﴾
كه آنها راست رزقى معين،
فَوَٰكِهُ ۖ وَهُم مُّكْرَمُونَ ﴿٤٢﴾
از ميوهها، و گرامى داشتگانند؛
فِى جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ ﴿٤٣﴾
در بهشتهاى پرنعمت،
عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ ﴿٤٤﴾
بر تختهايى كه رو به روى هماند.
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍۢ مِّن مَّعِينٍۭ ﴿٤٥﴾
و جامى از چشمه خوشگوار ميانشان به گردش درآيد،
بَيْضَآءَ لَذَّةٍۢ لِّلشَّٰرِبِينَ ﴿٤٦﴾
سفيد است و نوشندگانش را لذتبخش،
لَا فِيهَا غَوْلٌۭ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ ﴿٤٧﴾
نه عقل از آن تباهى گيرد و نه نوشنده مست شود.
وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ عِينٌۭ ﴿٤٨﴾
زنانى درشت چشم كه تنها به شوهران خود نظر دارند، همدم آنهايند.
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌۭ مَّكْنُونٌۭ ﴿٤٩﴾
همانند تخم مرغهايى دور از دسترس.
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ﴿٥٠﴾
رو به يكديگر كنند و به گفت و گو پردازند.
قَالَ قَآئِلٌۭ مِّنْهُمْ إِنِّى كَانَ لِى قَرِينٌۭ ﴿٥١﴾
يكى از آنها گويد: مرا همنشينى بود،
يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُصَدِّقِينَ ﴿٥٢﴾
كه مىگفت: آيا تو از آنها هستى كه تصديق مىكنند؟
أَءِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًۭا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿٥٣﴾
آيا آنگاه كه مُرديم و خاك و استخوان شديم، كيفرمان مىدهند؟
قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ ﴿٥٤﴾
گويد: مىتوانيد از بالا بنگريد؟
فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِى سَوَآءِ ٱلْجَحِيمِ ﴿٥٥﴾
از بالا بنگرد و او را در ميان آتش دوزخ بيند.
قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ ﴿٥٦﴾
گويدش: به خدا سوگند، نزديك بود كه مرا به هلاكت افكنى.
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّى لَكُنتُ مِنَ ٱلْمُحْضَرِينَ ﴿٥٧﴾
و اگر موهبت پروردگارم نبود، من نيز از احضارشدگان مىبودم.
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿٥٨﴾
آيا ما را مرگى نيست،
إِلَّا مَوْتَتَنَا ٱلْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿٥٩﴾
جز آن مرگ نخستين؟ و ديگر عذابمان نمىكنند؟
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ ﴿٦٠﴾
هر آينه اين است كاميابى بزرگ.
لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ ٱلْعَٰمِلُونَ ﴿٦١﴾
عملكنندگان بايد براى چنين پاداشى عمل كنند.
أَذَٰلِكَ خَيْرٌۭ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ ﴿٦٢﴾
آيا خورش را اين بهتر يا درخت زقوم؟
إِنَّا جَعَلْنَٰهَا فِتْنَةًۭ لِّلظَّٰلِمِينَ ﴿٦٣﴾
ما آن درخت را براى ابتلاى ستمكاران پديد آوردهايم.
إِنَّهَا شَجَرَةٌۭ تَخْرُجُ فِىٓ أَصْلِ ٱلْجَحِيمِ ﴿٦٤﴾
درختى است كه از اعماق جهنم مىرويد،
طَلْعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ ﴿٦٥﴾
ميوهاش همانند سر شياطين است،
فَإِنَّهُمْ لَءَاكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِـُٔونَ مِنْهَا ٱلْبُطُونَ ﴿٦٦﴾
دوزخيان از آن مىخورند و شكم انباشته مىسازند،
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًۭا مِّنْ حَمِيمٍۢ ﴿٦٧﴾
و بر سر آن آميزهاى از آب سوزان مىنوشند.
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى ٱلْجَحِيمِ ﴿٦٨﴾
سپس بازگشتشان به همان جهنم است.
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا۟ ءَابَآءَهُمْ ضَآلِّينَ ﴿٦٩﴾
آنها پدران خود را پيش از خود گمراه يافتند،
فَهُمْ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿٧٠﴾
و بر پى ايشان شتابان مىروند.
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿٧١﴾
و پيش از آنها بيشتر پيشينيان گمراه شدند.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ ﴿٧٢﴾
و ما بيمدهندگانى به ميانشان فرستاديم.
فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿٧٣﴾
پس بنگر كه سرانجام آن بيميافتگان چگونه بود.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿٧٤﴾
جز بندگان مخلص خدا.
وَلَقَدْ نَادَىٰنَا نُوحٌۭ فَلَنِعْمَ ٱلْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾
نوح ما را ندا داد و ما چه نيك پاسخدهندهاى بوديم.
وَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥ مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾
او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم.
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾
و فرزندانش را باقى گذاشتيم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿٧٨﴾
و نام نيك او را در نسلهاى بعد باقى نهاديم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٍۢ فِى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٧٩﴾
سلام بر نوح باد، در سراسر جهان.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٨٠﴾
ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم.
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٨١﴾
او از بندگان مؤمن ما بود.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿٨٢﴾
سپس ديگران را غرقه ساختيم.
۞ وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبْرَٰهِيمَ ﴿٨٣﴾
ابراهيم از پيروان او بود.
إِذْ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍ ﴿٨٤﴾
آنگاه كه با دلى رسته از ترديد روى به پروردگارش آورد.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿٨٥﴾
به پدرش و قومش گفت: چه مىپرستيد؟
أَئِفْكًا ءَالِهَةًۭ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿٨٦﴾
آيا به جاى خداى يكتا، خدايان دروغين را مىخواهيد؟
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٨٧﴾
به پروردگار جهانيان چه گمان داريد؟
فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ ﴿٨٨﴾
نگاهى به ستارگان كرد،
فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ ﴿٨٩﴾
و گفت: من بيمارم.
فَتَوَلَّوْا۟ عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿٩٠﴾
از او رويگردان شدند و بازگشتند.
فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿٩١﴾
پنهانى نزد خدايانشان آمد و گفت: چيزى نمىخوريد؟
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿٩٢﴾
چرا سخن نمىگوييد؟
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًۢا بِٱلْيَمِينِ ﴿٩٣﴾
و در نهان، دستى به قوت بر آنها زد.
فَأَقْبَلُوٓا۟ إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿٩٤﴾
قومش شتابان نزدش آمدند.
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾
گفت: آيا چيزهايى را كه خود مىتراشيد مىپرستيد؟
وَٱللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾
خداى يكتاست كه شما و هر چه مىسازيد، آفريده است.
قَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ لَهُۥ بُنْيَٰنًۭا فَأَلْقُوهُ فِى ٱلْجَحِيمِ ﴿٩٧﴾
گفتند: برايش بنايى برآوريد و در آتشش اندازيد.
فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَيْدًۭا فَجَعَلْنَٰهُمُ ٱلْأَسْفَلِينَ ﴿٩٨﴾
خواستند تا بدانديشى كنند، ما نيز آنها را زيردست گردانيديم.
وَقَالَ إِنِّى ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّى سَيَهْدِينِ ﴿٩٩﴾
گفت: من به سوى پروردگارم مىروم، او مرا راهنمايى خواهد كرد؛
رَبِّ هَبْ لِى مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿١٠٠﴾
اى پروردگار من، مرا فرزندى صالح عطا كن.
فَبَشَّرْنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٍۢ ﴿١٠١﴾
پس او را به پسرى بردبار مژده داديم.
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ قَالَ يَٰبُنَىَّ إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ أَنِّىٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِىٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿١٠٢﴾
چون با پدر به جايى رسيد كه بايد به كار بپردازند، گفت: اى پسركم، در خواب ديدهام كه تو را ذبح مىكنم. بنگر كه چه مىانديشى. گفت: اى پدر، به هر چه مأمور شدهاى عمل كن، كه اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى يافت.
فَلَمَّآ أَسْلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلْجَبِينِ ﴿١٠٣﴾
چون هر دو تسليم شدند و او را به پيشانى افكند،
وَنَٰدَيْنَٰهُ أَن يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ ﴿١٠٤﴾
ما ندايش داديم: اى ابراهيم،
قَدْ صَدَّقْتَ ٱلرُّءْيَآ ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٠٥﴾
خوابت را به حقيقت پيوستى. و ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم.
إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْبَلَٰٓؤُا۟ ٱلْمُبِينُ ﴿١٠٦﴾
اين آزمايشى آشكارا بود.
وَفَدَيْنَٰهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍۢ ﴿١٠٧﴾
و او را به ذبحى بزرگ بازخريديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿١٠٨﴾
و نام نيك او را در نسلهاى بعد باقى گذاشتيم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ ﴿١٠٩﴾
سلام بر ابراهيم.
كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١١٠﴾
ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مىدهيم.
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١١١﴾
او از بندگان مؤمن ما بود.
وَبَشَّرْنَٰهُ بِإِسْحَٰقَ نَبِيًّۭا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿١١٢﴾
او را به اسحاق، پيامبرى شايسته، مژده داديم.
وَبَٰرَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰٓ إِسْحَٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌۭ وَظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ مُبِينٌۭ ﴿١١٣﴾
او و اسحاق را بركت داديم. و از فرزندانشان بعضى نيكوكار هستند و بعضى به آشكارا بر خود ستمكار.
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿١١٤﴾
ما به موسى و هارون نعمت داديم.
وَنَجَّيْنَٰهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ ٱلْكَرْبِ ٱلْعَظِيمِ ﴿١١٥﴾
آن دو و مردمشان را از رنجى بزرگ نجات بخشيديم.
وَنَصَرْنَٰهُمْ فَكَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ ﴿١١٦﴾
آنان را يارى داديم تا پيروز شدند.
وَءَاتَيْنَٰهُمَا ٱلْكِتَٰبَ ٱلْمُسْتَبِينَ ﴿١١٧﴾
و كتابى روشنگرشان داديم.
وَهَدَيْنَٰهُمَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ ﴿١١٨﴾
و به راه راست هدايتشان كرديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿١١٩﴾
و نام نيكشان را در نسلهاى بعد باقى گذاشتيم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿١٢٠﴾
سلام بر موسى و هارون.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٢١﴾
ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مىدهيم.
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٢٢﴾
آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٢٣﴾
و الياس از پيامبران بود.
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٢٤﴾
به مردم خود گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
أَتَدْعُونَ بَعْلًۭا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ ٱلْخَٰلِقِينَ ﴿١٢٥﴾
آيا بَعل را به خدايى مىخوانيد، و آن بهترين آفرينندگان را وامىگذاريد؟
ٱللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿١٢٦﴾
پروردگار شما و پروردگار نياكانتان، خداى يكتاست.
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿١٢٧﴾
پس تكذيبش كردند و آنان از احضارشدگانند.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿١٢٨﴾
مگر بندگان مخلص خدا.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ﴿١٢٩﴾
و نام نيك او را در نسلهاى بعد باقى گذاشتيم.
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلْ يَاسِينَ ﴿١٣٠﴾
سلام بر خاندان الياس.
إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٣١﴾
ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مىدهيم.
إِنَّهُۥ مِنْ عِبَادِنَا ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٣٢﴾
او از بندگان مؤمن ما بود.
وَإِنَّ لُوطًۭا لَّمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٣﴾
و لوط از پيامبران بود.
إِذْ نَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ﴿١٣٤﴾
او و همه كسانش را نجات داديم.
إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ ﴿١٣٥﴾
مگر پيرزنى كه با مردم شهر بماند.
ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ﴿١٣٦﴾
سپس ديگران را هلاك كرديم.
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ ﴿١٣٧﴾
شما بر آنها مىگذريد، بامدادان،
وَبِٱلَّيْلِ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٣٨﴾
و شامگاهان. آيا تعقل نمىكنيد؟
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٩﴾
و يونس از پيامبران بود.
إِذْ أَبَقَ إِلَى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾
چون به آن كشتى پر از مردم گريخت،
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾
قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد.
فَٱلْتَقَمَهُ ٱلْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌۭ ﴿١٤٢﴾
ماهى ببلعيدش و او در خور سرزنش بود.
فَلَوْلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلْمُسَبِّحِينَ ﴿١٤٣﴾
پس اگر نه از تسبيحگويان مىبود،
لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾
تا روز قيامت در شكم ماهى مىماند.
۞ فَنَبَذْنَٰهُ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٌۭ ﴿١٤٥﴾
پس او را كه بيمار بود به خشكى افكنديم،
وَأَنۢبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةًۭ مِّن يَقْطِينٍۢ ﴿١٤٦﴾
و بر فراز سرش بوته كدويى رويانيديم.
وَأَرْسَلْنَٰهُ إِلَىٰ مِا۟ئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿١٤٧﴾
و او را به رسالت بر صد هزار كس و بيشتر فرستاديم.
فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعْنَٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢ ﴿١٤٨﴾
آنها ايمان آوردند و تا زنده بودند، برخورداريشان داديم.
فَٱسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ ٱلْبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلْبَنُونَ ﴿١٤٩﴾
از ايشان بپرس: آيا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن ايشان؟
أَمْ خَلَقْنَا ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثًۭا وَهُمْ شَٰهِدُونَ ﴿١٥٠﴾
آيا وقتى كه ما ملائكه را زن مىآفريديم آنها مىديدند؟
أَلَآ إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ﴿١٥١﴾
آگاه باش كه از دروغگوييشان است كه مىگويند:
وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَ ﴿١٥٢﴾
خدا صاحب فرزند است. دروغ مىگويند.
أَصْطَفَى ٱلْبَنَاتِ عَلَى ٱلْبَنِينَ ﴿١٥٣﴾
آيا خدا دختران را بر پسران برترى داد؟
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿١٥٤﴾
شما را چه مىشود؟ چگونه قضاوت مىكنيد؟
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿١٥٥﴾
آيا نمىانديشيد؟
أَمْ لَكُمْ سُلْطَٰنٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٥٦﴾
يا بر ادعاى خود دليل روشنى داريد؟
فَأْتُوا۟ بِكِتَٰبِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿١٥٧﴾
اگر راست مىگوييد كتابتان را بياوريد.
وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا ۚ وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿١٥٨﴾
و ميان خدا و جنيان خويشاوندى قائل شدند و جنيان مىدانند كه احضارشدگانند
سُبْحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٥٩﴾
از آن وصف كه مىآورند خدا منزه است.
إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿١٦٠﴾
مگر بندگان مخلص خدا.
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿١٦١﴾
شما و بتانى كه مىپرستيد،
مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَٰتِنِينَ ﴿١٦٢﴾
نتوانستيد مفتون بتان كنيد،
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ ٱلْجَحِيمِ ﴿١٦٣﴾
مگر آن كس را كه راهى جهنم باشد.
وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٌۭ مَّعْلُومٌۭ ﴿١٦٤﴾
و هيچ كس از ما نيست مگر آنكه جايى معين دارد.
وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلصَّآفُّونَ ﴿١٦٥﴾
هر آينه ما صف زدگانيم.
وَإِنَّا لَنَحْنُ ٱلْمُسَبِّحُونَ ﴿١٦٦﴾
و هر آينه ما تسبيحگويندگانيم.
وَإِن كَانُوا۟ لَيَقُولُونَ ﴿١٦٧﴾
اگر چه مىگفتند:
لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًۭا مِّنَ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿١٦٨﴾
اگر از پيشينيان نزد ما كتابى مانده بود،
لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلْمُخْلَصِينَ ﴿١٦٩﴾
ما از بندگان مخلص خدا مىبوديم.
فَكَفَرُوا۟ بِهِۦ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿١٧٠﴾
آنها به آن كتاب كافر شدند، و زودا كه خواهند فهميد.
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٧١﴾
ما در باره بندگانمان كه به رسالت مىفرستيم از پيش تصميم گرفتهايم،
إِنَّهُمْ لَهُمُ ٱلْمَنصُورُونَ ﴿١٧٢﴾
كه هر آينه آنان يارى مىشوند.
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ ﴿١٧٣﴾
و لشكر ما خود غالبند.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ ﴿١٧٤﴾
پس تا مدتى از آنها روى بگردان.
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿١٧٥﴾
عاقبتشان را ببين، آنها نيز خواهند ديد.
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿١٧٦﴾
آيا عذاب ما را به شتاب مىطلبند؟
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلْمُنذَرِينَ ﴿١٧٧﴾
چون عذاب به ساحتشان فراز آيد، اين بيمدادهشدگان چه بامداد بدى خواهند داشت.
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍۢ ﴿١٧٨﴾
از آنها تا چندى روى بگردان.
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿١٧٩﴾
پس عاقبتشان را ببين، آنها نيز خواهند ديد.
سُبْحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٨٠﴾
منزه است پروردگار تو -آن پروردگار پيروزمند- از هر چه به وصف او مىگويند.
وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿١٨١﴾
سلام بر پيامبران،
وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٨٢﴾
و حمد از آن پروردگار جهانيان است.
متن عربی: خط عثمانی. ترجمه: AbdolMohammad Ayati. صدا: everyayah.com.
سوره الصافات (الصافات) سوره 37 قرآن است. 182 آیه دارد و در جزء 23 قرار دارد. این سوره مکی شمرده میشود، یعنی عمدتاً پیش از هجرت پیامبر ﷺ به مدینه نازل شده است.
نام آن، الصافات، همان نامی است که سوره در عربی با آن شناخته میشود.
سوره الصافات دارای 182 آیه است.
دستهبندی: مکی.
سوره الصافات در جزء 23 است.
برای شنیدن آیه به آیه در این صفحه پخش را بزنید، با صدای مشاری العفاسی، محمود خلیل الحصری، عبدالباسط عبدالصمد، عبدالرحمن السدیس، ماهر المعیقلی، سعد الغامدی، احمد العجمی، ابوبکر الشاطری، هانی الرفاعی، محمد صدیق المنشاوی، علی الحذیفی، محمد ایوب، عبدالله بصفر، یاسر الدوسری، ناصر القطامی، صلاح البدیر، سعود الشریم، عبدالله عواد الجهنی، محمد جبریل.